آبان لعنتی ام اومد و عشقم و برد اما کسی نمیتونه مارو جداکنه حتی سربازی امروز ک صب دلم نمیخاست چشامو باز کنم و انقد شب گریه کردم اصلا چشام باز نمیشد روزمو با یادت شرو کردم همه شهر و خیابون ها بی تو اونقد دلگیر شده اینجا هوا خیلی بده کاش زود تموم شه برگردی
بدون تو این شهر و بغض خفه ام میکنن عشقم زودبرگرد
تآلان منتظرتم زنگ بزنی خیلی نگرانتم حتی نمیدونم رسیدی یا نه خیلی سخته بی تو...
برچسب: اولین روز بیمارستان,اولین روز عمل بینی,اولین روز لکه بینی,اولین روز بعد از عمل بینی,
نویسنده: کیارش قنبریپور