اصن دلم نمیخاس دیگ چیزی بنویسمم دلمم نمیومد اینجارو پاک کنم چون فک میکنی حتی وبلاگ داشتنمم خیانته...بگذریم این پادگان ک اومدی هروز دوبار میزنگیدی الان ی هفتس!زنگ نزدی!ازت بی خبرم دارم سکته میکنم از نگرانی حتا امتحان امروزمم اونقد مریض بودم نتونسم بخونم خاسم حذف کنم دوسام گفتن باتقلب بیا ک اونم تقلبمو گرفتن خیلی روز گندی بود اینا همش بدرک نگرانی و دلتنگی برات دیگ داره خفم میکنه اینروزا همه جا همش اتفاقای بد میوفته خیلی نگرانتم ک زنگ نزدی ... لعنت ب هرچی سربازیه ک عشقمو ازم جداکرده منو با بغض تنهاگذاشیخدا من هادیمو میخام زود برگرده چی میشه بیوفتی شهرخودمون خیال منم یکم راحت شه
نوشته شده در جمعه یکم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:46 توسط Fahaک hafaش رفته سلبازی:(
|

ســــــــــربازی ک پست اش دل شکستن است.